از سلطنت من هميشه بترس.

با احدي جز من انس مگير.

از غضب من ايمن مباش.

از فوت رزق هرگز مترس.

به خودم قسم تورا دوست دارم، تو هم دوست بدار.

تمام اشياء را براي تو خلق كردم و تو را براي خودم پس از من گريزان مباش.

وقتي كه از نطفه گنديده خلقت كردم ،عاجز نبودم پس چطور از رزقت عاجزم؟

به جهت نفس خبيثت با من دشمني ،چرا به جهت من با نفست دشمني نمي كني ؟

تو واجبت را به جاي ار من رزق تو را مي رسانم ، اگر در اداي واجبات من تخلف كني باز من بر رزق تو تخلف نمي كنم.

هركس تو را براي خودش مي خواهد و من تو را براي خودت مي خواهم.

تو رزق فردا را مخواه همانطور كه من عمل فردا را نمي خواهم.

اگر به قسمتت راضي شدي آسوده اي ،اگر راضي نشدي هميشه سرگردان مي دوي و جز به آنچه قسمتت توست نمي رسي كه در نتيجه در نزد من مذموم هستي